مجلس کردان، دادگاه شصتچی
هر کاری میکنم نمیتوانم از کنار شباهت «عوضعلی کردان» و «مسعود شصتچی» به راحتی بگذرم. گیرم که شصتچی مردی شریف بود و کردان بیصداقت اما لحظهای که کردان تلاش میکرد در مقابل نمایندگان از خود و حیثیتش دفاع کند، تنها قیافه یک نفر جلوی چشمانم بود؛ مسعود شصتچی و دفاعیهاش در قسمت پایانی سریال مرد هزار چهره.
چیزی که باید به آن توجه کنیم این است که «کردان اشتباه شده بود». او هم چند بار از این و آن «دکتر» شنیده بود و خودش هم وارد بازیای شده بود که فکر نمیکرد این قدر برایش گران تمام شود. او هم مثل شصتچی از اینکه دکتر است و برایش احترام قائلند خوشش آمده بود. از اینکه در دانشگاه درس میدهد و احیانا به دانشجویانش پز آکسفورد رفتنش را میدهد لذت میبرد. کیست که از چنین وضعی ناراضی باشد؟ خوب که به شصتچی نگاه کنیم، این حس مشترک را میان دو در مییابیم. هر دوی آنها به خاطر اشتباهی که شده بود، به مقامی رسیده بودند که برایشان قدرت، احترام، لذت و اعتبار میآورد.
باز هم میتوان این نوشته را ادامه داد. شما هم اگر فکر میکنید مشابهتهایی وجود دارد، دریغ نکنید. حرفها را که کنار هم بگذاریم یادداشت بهتری میشود.
در پایان باز هم تاکید میکنم که نحوه اشتباه شدن کردان و شصتچی اصلا قابل مقایسه نیست. کردان تقلب کرده اما شصتچی بر اثر سوء تفاهم به این دام افتاده بود. توجه من بیشتر به ادامه ماجراست و شباهتی که این دو (جدای از دلیل اولیه به وجود آمدن اشتباه) در استفاده از این موقعیت جدید به دست آوردهاند.
اشاره: امروز دیدم مسیح علی نژاد هم به این شباهت اشاره کرده است. اینجا
آقا این تشبیه عالی بود. حسودیم میشه بهت که به ذهن خودم نرسید
)
پستچی...
نوامبر 5, 2008 at 6:45 ب.ظ
عالی بود
سمانه
نوامبر 7, 2008 at 10:38 ق.ظ