تطهیر میکنیم
توزیع بلیت بختآزمایی، بهره به سپردههای بانکی، مجوز به همه نوع موسیقی، کمک به روند ستارهسازی در سینما و ورزش و پر شدن کشور از انواع و اقسام مارکها؛ همه اینها خط قرمزهایی است که جوانان پنجاه و هفتی به خاطرش انقلاب کردند یا لااقل نقدهای جدی به آن داشتند. امروز، همه اینها اتفاق افتادهاند. تنها تفاوت در این است که حکومت، خود را به نوعی در مسیر محقق شدن آنها قرار داده است تا «تطهیر» شوند. وگرنه تاثیر صدای گیتار الکترونیک (خوب یا بد) ارتباطی با امضای ممیز ارشاد ندارد.
تطهیر، وظیفه جدید حکومت ماست. آقای رئیسجمهور هم در جبهه سیاست آن را بر عهده دارد. او رسما و کتبا به رئیسجمهوری نامه مینویسد که رئیس یکی از اصلیترین دشمنان ماست و البته مثل خیلی عملیاتهای تطهیر دیگر، اتفاقی نمیافتد. چیزی شبیه به بوسیدن دست زن نامحرم در ملا عام (ولو از روی دستکش) یا گرفتن عکس یادگاری با متجاوزان. چون «او» این کار را انجام داده است، آقای جنتی هم در نمازجمعه به آن اشارهای نمیکند ولی روشن است است که اگر «دیگری» چنین کاری میکرد، چه اتفاقهایی افتاده بود.
همه این نوشته به سوالی مهم ختم میشود. شما که قرار بود این نامه را بنویسید(جدای از اینکه حاج حسین اوباما جوابی بدهد یا ندهد) چرا این همه سال این همه ایستادگی کردید و این همه هزینه بر دوش مردم گذاشتید. هیچ کدام از این اتفاقها با گذشت زمان، مشروع نمیشوند که بگوییم زمانه عوض شده. امریکا کماکان لیبرال است و شما هم کماکان جمهوری اسلامی. اگر قرار بود نتیجه همه این ایستادگیها،وضعیت امروز باشد، چه نیازی به این همه دعوا بود؟ همان روز اول هم میشد با «رنگهای متحد بنتون» قرارداد امضا کرد و به «0111» مجوز داد. تنها جواب شاید این باشد که «ما» باید این کار را میکردیم. مرحوم بازرگان و دکتر یزدی حق نداشتند این کار را بکنند و سزایشان هم عزل از حکومت بود. این «ما» همان ایده تطهیر است که وقتی وجود دارد، بسیاری از خط قرمزها، چراغ سبز میشود و پشت سر، انبوهی از هزینهها میماند.
فقط می تونم بگم باعث تاسفه..
مانا
نوامبر 9, 2008 at 11:38 ق.ظ