در روز موفقیت ما انگلیسیها وجود نداشتهاند
به لطف داستان داییجان ناپلئون و سریالش، اغلب ما با فرهنگ «کار کار انگلیسیهاست» و آدمهایی که اینگونه فکر میکنند آشناییم. من اما به نتیجه جدیدی رسیدهام. انگار در سالهای اخیر، فرهنگ «پُست داییجان ناپلئونیسم» جای خود را به قبلی داده است که البته وقتی توضیحش دادم در مییابید که بسیار خطرناک است.
علی دایی روزی اعلام میکند که سرمربی تیم ملی با لابی انتخاب میشود و هفته بعد که خودش مربی میشود، هیچ خبری از «آنها» نیست. همانهایی که لابد قدرتشان به قدری زیاد است که مربیان باید با آنها لابی کنند. هیچ توضیحی هم نمیدهد که «آنها» در طول این هفته چه شدهاند. آیا قدرتشان کم شده، فوت کردهاند؟ مثال دیگر افشین خان قطبی است. فصل پیش که در دقیقه 97 قهرمان لیگ برتر شد، «کسانی» نبودند که مانع قهرمانی پرسپولیس شوند. ناگهان در پس پرده اتفاقی افتاد و کسانی آمدهاند که حالا ارادهشان باعث میشود تیم آقای قطبی قهرمان نشود.
به این گفتمانها که نگاه کنیم در مییابیم «دو» اتفاق روی داده است. یکی اینکه «کار کار انگلیسیهاست» و دیگری اینکه «در روز موفقیت ما انگلیسیها وجود نداشتهاند».
اصولا این اصطلاح همیشه مال وقتهاییکه آدم ها کم می آرن..
مانا
نوامبر 11, 2008 at 7:23 ب.ظ