اتوبان چمران به مثابه ایران
ده سال است که برای رفتن به دبیرستان و دانشگاه و محل کار، از اتوبان چمران میگذرم. امروز داشتم فکر میکردم چمران یک نمونه کوچک از ایران خودمان است.
چمران زمان خاتمی، پرترافیک بود. نشانی از انسداد سیاسی موجود در فضای اجتماعی-سیاسی. جامعه پر از حضور بود اما راه راندن، حداکثر سه لاین داشت. در آن دوران چمران عریض نشد و همه پشت ترافیک، انگیزه راندن را از دست دادند.
احمدینژاد که شهردار شد، برای چمران پرترافیک چارهای اندیشید. او همه «تقاطع»های چمران را از بین برد. «پل مدیریت» و «گیشا» که تا آن زمان «چهار راه» بودند، «یکطرفه» شدند. او با افتخار اعلام کرد دیگر در گیشا و مدیریت ترافیک نداریم. راست میگفت. چون چیزی وجود نداشت که بخواهد ترافیک داشته باشد. احداث دوربرگردان در لاین سرعت هم اقدامی منحصر به فرد بود که باعث شد «لاین سرعت» معنای خود را از دست بدهد.
Ziba boood…ya Ali
sadegh
دسامبر 24, 2008 at 5:10 ق.ظ
واسه سرعت باید یه انگیزه ای وجود داشته باشه.
مانا
دسامبر 25, 2008 at 10:43 ق.ظ
جون من به این دور برگردون گیر نده که یکی از مشکلات ما اینجا نبودن همن پدیدست خدا نکنه یه چپ و راست اشتباه بری باید قد یه نصفه روز تو اتوبان بری تا یه راهی پیدا کنی برگردی
میثم
دسامبر 25, 2008 at 12:38 ب.ظ
چه مثال جالبي زديد !
هر كس بخونه به راحتي ميتونه عملكرد اين دو نفر رو با هم مقايسه كنه .
روژين
دسامبر 30, 2008 at 2:28 ب.ظ