خانه اول

پیرمردها سرزمین دارند،حوصله ندارند

بیان دیدگاه »

خصوصیت مشترک سه فیلم آخر فرمان‌آرا، بیضایی و کریم مسیحی، آغاز خوب و پایان بد است. هر سه فیلم سکانس‌های افتتاحیه خوبی دارند و حتی تا نیمه اول هم می‌توان نشست و از نماها، بازی‌ها و مهم‌تر از همه داستان و دیالوگ‌ها لذت برد. اما کمی که می‌گذرد انگار نیروی دیگری، از جنسی دیگر بر هر سه فیلم حکمفرما می‌شود و مخاطب با دنیای دیگری روبه روست که اساسا ربطی به آنچه در نیمه اول فیلم دیده است ندارد.

خاک آشنا، شروع خوبی دارد. داستان را آغاز می‌کند و مخاطب به خوبی با شخصیت‌ها و فضاها آشنا می‌شود. در وقتی همه خوابیم هم داستان به همین صورت است. تا وقتی کارگردان مشغول نشان دادن داستان اول فیلم است و خبری از ماجراهای پشت صحنه نیست، فیلمی خوب پیش روی ماست که می‌توانیم همراهش شویم اما نمی‌دانم چه سری است که ناگهان مقالات انتقادی جای خود را به درام می‌دهند و ما تا پایان فیلم، حسرت نیمه اولش را می‌خوریم. البته تردید، از دو نمونه قبلی بهتر است و کمتر با این مشکل روبه روست اما باز هم به راحتی می‌توان فهمید نیمه دومش، به قوت نیمه اول نیست.

چرا این اتفاق افتاده است؟ آیا شرایط سنی کارگردان‌ها باعث این تغییر کیفیت است؟ چرا فیلم‌های مطرح این سال‌های جوان‌ترها با این مشکل رو به رو نیست؟ درباره الی، به همین سادگی، کنعان، بیست یا به آهستگی هر چه هستند، با این مشکل رو به رو نیستند و همان کیفیتی را که از ابتدا داشته‌اند تا انتها حفظ کرده‌اند. شاید هم هر سه کارگردان (بیضایی، فرمان‌آرا، کریم‌مسیحی)مطمئن بوده‌اند به دلیل تجربه‌های موفقی که تا کنون داشته‌اند، حتما باید فیلمنامه‌های فیلم‌هایشان را خودشان بنویسند.

برای من دلیل این اتفاق اهمیت زیادی  ندارد. بیش از هر چیز، افسوس می‌خورم که چرا مخاطب ما شانس دیدن سه فیلم خوب را از دست داده است. فیلم‌هایی که هر کدام با عوامل و بازیگرهای حرفه‌ای ساخته شده‌اند و سکانس‌های آغازینشان نشان می‌دهد کارگردان‌های خوبی داشته‌اند.

Written by علی حجوانی

اکتبر 20, 2009 در ساعت 8:34 ب.ظ

ارسال شده در سینما

يك پاسخ برايش بگذاريد